تجاریسازی فناوری
در دنیای امروز، دانایی یکی از محورها و شاخصهای اصلی پیشرفت و توسعه هر جامعه به شمار رفته که تحقیق، پژوهش و فناوری از ابزارهای کلیدی رسیدن به آن میباشد.
از سوی دیگر با ظهور اقتصاد دانشبنیان، تغییرات سریع فناوری و همچنین افزایش روزافزون رقابت و نوآوری، مقوله تجاریسازی نیز نقشی حیاتی در تحول ساختارهای اقتصادی جامعه ایفا کرده است. این موضوع به قدری مشهود است که از اقتصادهای پیشرفته امروزی بهعنوان اقتصادهای مبتنی بر نوآوری یاد میشود.
بر اساس مطالعات متعدد صورت گرفته، از بزرگترین چالشهای موجود در اشاعه نوآوری و دستیابی به نتیجه ارزشمند آن یعنی تجاریسازی فناوری، شکاف و فاصله بین سازمانهای تحقیقاتی، صنعتی و تجاری است و اینجاست که نقش موثر سیاستگذاران در رفع این مشکل بسیار حائز اهمیت خواهد بود. اتحادیه اروپا با تمرکز بر رفع این چالش، اقدام به ایجاد یک چارچوب مشترک تحت عنوان «Frame work Program» برای کشورهای عضو این اتحادیه کرده است که هدف از راهاندازی آن، ایجاد یک ساختار ساده و شفاف برای تقویت تحقیقات و نوآوری حاصل از آن در بین کشورهای عضو و همچنین تضمین رقابتپذیری در بین آنها میباشد.
ساختار ساده و نسبتاً باز چنین برنامهای، باعث کاهش خط قرمزها و محدودیتهای ناشی از بروکراسیهای اداری گردیده و در نتیجه منجر به کاهش زمان اجرا خواهد شد. این رویکرد میتواند پروژههای جدید تحقیقاتی را در زمان کوتاهتری به سرانجام رسانده و به دنبال آن، نتایج حاصل از آن را سریعتر در دسترس ذینفعان قرار دهد.
با افزایش شدید رقابت در سطح جهانی، نوآوری و برونداد آن یعنی فناوری، میتواند به عنوان برگ برنده شرکتها و مجموعههای پیروز در این عرصه باشد. تقویت توان علمی و تکنولوژیکی و پیوند آن با صنعت و نیز تشویق به تجاریسازی فناوری و در ادامه رقابتپذیری بینالمللی، میتواند دو بال توسعه و پرواز اقتصاد دانشی در کشور ما و بسیاری از کشورهای کمتر توسعهیافته باشد.
مورد مهم دیگر تغییر سیاستهای حاکم بر تحقیقات دانشگاهیست. با روند موجود بیشک شاهد آمار بسیار پایینی از تجاریسازی تحقیقات دانشگاهی در کشور خواهیم بود؛ در حالیکه با تغییر این روند و جایگزینی سیاستهای جدید میتوان شاهد تحول در تجاریسازی یافتههای پژوهشی بوده و آن را با تولید و صنعت پیوند داد. دستیابی به این مهم به گونهایست که اگر نتایج این تحقیقات فوری به دست شرکتهای فناور و دانشبنیان بخش خصوصی و عمومی آن هم در کنار همکاری و همراهی دستگاههای موثر در این راه برسد میتوان منتظر تحولی یزرگ در تجاریسازی تحقیقات و ایدههای فناورانه بود که این امر خود تاثیر بسزایی در توسعه صنعت و اقتصاد مبتنی بر دانش خواهد داشت.
از مهمترین مکانیسمهای موثر در تحول تجاریسازی فناوری، تغییر در سیاستهای حاکم بر اکوسیستم مراکز آموزشی، پژوهشی و دانشگاههاست؛ تطبیق پژوهشها و تحقیقات دانشگاهی با نیاز بازار و پیوند بیش از پیش صنعت با مراکز آموزشی-پژوهشی یکی از مهمترین عوامل رسیدن به آماری چشمگیر در تجاریسازی فناوریست. با توجه به اینکه کنترل بخش عظیمی از اقتصاد ایران در دست دولت و موسسات دولتی و شبهولتیست، همراهی دولت و دستگاههای اجرایی برای رسیدن به این دستاورد، بسیار تعیینکننده و مهم خواهد بود.
بد نیست در این بین نگاهی به مفهوم تجاریسازی فناوری بیندازیم؛ در فرهنگ کمبریج، تجاریسازی به معنای سازماندهی چیزی برای کسب سود و واژه فناوری مطالعه و دانش عملی در استفاده از اکتشافات علمی به ویژه در حوزه صنعت معرفی شده است.
تجاریسازی فناوری یکی از راههای گره زدن علم به اقتصاد و سپس توسعه بازار، یا به عبارت بهتر فنبازار است. به زبانی ساده میتوان گفت، تجاریسازی، پرورش طرح و ایده و همراهی آن تا ظهور و بروز محصول و خدمات در بازار است. پیدایش سبکهای جدید فعالیتهای علمی-آموزشی و تغییر در پارادایمهای سیستم آموزشی بسیاری از کشورهای توسعهیافته در دنیا و همینطور ظهور و بروز پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد فناوری و پیوند آنها با سیستم آموزشی به ویژه آموزش عالی در ایران، ما را متوجه انقلاب دوم آکادمیک میکند.
این انقلاب واقعیتی انکارناپذیر است که باعث تحول در سیستم حاکم بر اغلب دانشگاهها و مراکز علمی-آموزشی شده و آنها را مجبور به انتقال سریع یافتههای علمی به شرکتهای فناور و دانشبنیان بخش خصوصی کرده تا با تسهیلگری دستگاهها و سازمانهای مرتبط، موجب تحول در تولید و بروز فناوری فناوری های نوین در صنعت شده و در جهت منفعت عمومی جامعه قرار گیرد.
نویسنده: ماریا نعمتی





