نویسنده: روابط عمومی 0 182 تاریخ انتشار : 05 مرداد 1404

داستان یک استارتاپ ؛

خانه هنر حس خوب با طعم اصالت و هنر سفالگری

در گفتگویی صمیمانه با محمد کردی، بنیانگذار خانه هنر حس خوب، به واکاوی مسیر شکل‌گیری و توسعه این استارتاپ در زمینه تولید محصولات سفالی پرداختیم.

لطفا خودتان را معرفی کنید و در مورد استارتاپ "خانه هنر حس خوب" توضیح دهید

محمد کردی هستم، ۳۰ ساله و بنیانگذار خانه هنر حس خوب که در زمینه سفال و سرامیک فعالیت می‌کنم.

 

چه عاملی شما را به حوزه ساخت و تولید محصولات سفالی علاقه‌مند کرد و به راه‌اندازی "خانه هنر حس خوب" در این زمینه سوق داد؟

مسیر ورودم به حوزه سفالگری از دوران دانشجویی در رشته عمران آغاز شد. با حضور در پروژه‌های ساختمانی به عنوان کارآموز، دریافتم که معماری و ساخت‌وسازهای رایج، فاقد جذابیت لازم هستند و از اصالت فاصله دارند. عدم توانایی در ساخت خانه‌ای مطابق با میل و معیارهایم، مرا به سمت دکوراسیون داخلی کشاند، اما در آن حوزه نیز به هدف نهایی‌ام نرسیدم. در نهایت، علاقه به هنرهای سنتی و اکسسوری‌هایی که در زندگی ایرانی گذشته وجود داشتند و به فضا روح می‌بخشیدند، من را به سمت سفالگری هدایت کرد.

چه ویژگی‌هایی "خانه هنر حس خوب" و محصولات سفالی شما را از سایر تولیدکنندگان متمایز می‌کند؟ آیا نوآوری خاصی در فرآیند تولید یا طراحی محصولاتتان دارید؟

تمایز محصولات ما در بازار، عمدتاً در بعد فرهنگ ایرانی نهفته است. تمرکز ما بر آشنایی با فرهنگ ایرانی و طراحی محصولاتی است که برای مردم کشورمان مناسب بوده و از مدرنیته افراطی فاصله گرفته باشند. اصالت، وجه تمایز اصلی ماست؛ چرا که بر طرح‌های اصیل ایرانی تمرکز داریم. در برخی آثار نیز نوآوری‌هایی نظیر تلفیق سرامیک و الکترونیک به چشم می‌خورد.

ما در خانه هنر حس خوب، دانش فنی خود را به صورت مستمر ارتقاء داده‌ایم. تمامی مراحل از ساخت دوغاب تا تولید لعاب در کارگاه ما انجام می‌شود. مدل‌سازی‌ها طی دو سال اخیر توسط خودمان صورت گرفته و قالب‌های اختصاصی خود را داریم که این امر یک مزیت رقابتی مهم محسوب می‌شود. همچنین، طی یک سال گذشته به صورت تخصصی در حوزه دیزاین آموزش دیده‌ایم تا اصول اقتصاد و بازار طراحی را عمیق‌تر درک کنیم.

در مسیر راه‌اندازی و توسعه "خانه هنر حس خوب"، با چه چالش‌های اصلی‌ای مواجه بوده‌اید؟

روش محصولات و تولید مواد اولیه از جمله چالش‌های اولیه بودند. با این حال، بزرگترین چالش، دانش فنی در زمینه علم سرامیک بود. با وجود پیشینه قوی گرگان در سفال و سرامیک، این هنر تا حدودی به فراموشی سپرده شده است و اساتید فعال در این منطقه محدود هستند. این وضعیت منجر به سفرهای مکرر به تهران برای آموزش شد که هزینه‌بر و طاقت‌فرسا بود.

علاوه بر این، در زمینه فروش، با چالشی مواجه بودیم که گویی میان عرضه و تقاضا ناهمخوانی وجود داشت؛ هم در قیمت‌گذاری و هم در کیفیت. به نظر می‌رسید مردم از زمان آغاز فعالیت هنری ما، نگاهی منفی داشتند. احساس می‌کنم این گارد منفی بیشتر به دلیل تغییر ذائقه مصرف‌کنندگان بود، در حالی که هنرمندان همچنان محصولات سنتی را تولید می‌کردند.

آیا "خانه هنر حس خوب" برنامه‌ای برای آموزش و توانمندسازی افراد علاقه‌مند به هنر سفالگری دارد؟

نزدیک به سه سال برنامه آموزش تخصصی سفالگری داشتیم. اگرچه در حال حاضر کمی از آن فاصله گرفته‌ایم، اما آموزش همچنان جزو برنامه‌های ماست، هرچند با مقیاس کمتر.

به نظر شما، چه فرصت‌ها و پتانسیل‌هایی برای رشد کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها در حوزه صنایع دستی و هنر، به ویژه سفالگری، در استان گلستان وجود دارد؟

اعتقاد داریم گلستان می‌تواند یکی از قطب‌های تولید محصولات سرامیکی در کشور باشد. اما این نیازمند دسته‌بندی و راهنمایی است تا مشخص شود بازار فعلی چه می‌پسندد و چه فرصت‌هایی در این شاخه وجود دارد. در گرگان، روستاهای اطراف منطقه نقاط مثبتی برای این حوزه هستند. سفال جرجان نیز پتانسیل عظیمی دارد که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. وجود کارگاه‌های مجهز با کوره و امکانات آموزشی، فرصتی برای تولید فراهم می‌کند.

چه توصیه‌ای برای جوانان و کارآفرینانی دارید که قصد ورود به حوزه صنایع دستی و راه‌اندازی استارتاپ در این زمینه را دارند؟

توصیه من برای علاقه‌مندان به این حوزه این است که بازار را به خوبی بشناسند. حتی اگر قصد ورود دارند، همزمان با آموزش تکنیک‌ها (که از طریق منابع مختلف قابل دسترسی است)، باید بازار و دسته‌بندی‌های مختلف کار هنری را دقیقاً بشناسند. لازم است در نظر داشته باشند که هنر همچون مثلثی با سه ضلع دانش، تجربه و نگاه است. از ایشان خواهشمندم که نگاه هنری و طراحانه خود را تقویت کنند و به همان اندازه که به تکنیک‌ها و تجربه اهمیت می‌دهند، به پرورش نگاه هنریشان نیز بپردازند. پس از تحقیقات در زمینه فعالیت‌های هنری، درمی‌یابیم که این فعالیت‌ها تغییرات چشمگیری برای انسان امروزی نداشته‌اند و محصولات نیازمند تغییراتی در طراحی هستند.

کلام پایانی شما برای مخاطبان "داستان یک استارتاپ" چیست؟

کلام پایانی این است که ما عمیقاً به هم‌اندیشی و خرد جمعی معتقدیم. آرزو می‌کنم که در کنار هم بیشتر رشد کنیم، با شاخه‌ها و گروه‌های مختلف ارتباط بیشتری برقرار کنیم و تلاش کنیم این هم‌اندیشی‌ها را افزایش دهیم. زیرا از دل این هم‌اندیشی‌ها، بلوغ فکری و پختگی در محصول و بازار حاصل می‌شود که می‌تواند به برند شدن هر یک از ما کمک کند و امکان استفاده از تجربیات یکدیگر را فراهم آورد.